حرف دل
به نام خداوند جان و خرد
تاریخ هر ملتی ، گذشته از آنکه ، چه میزان کهن یا نو باشد ، حاصل انباشت تجربه ها و سنت های آنان است . این انباشته که اغلب فربه و عظیم است به چه کاری می آید ؟ ایران با گذشته ای چند هزار ساله و تاریخی پر از فراز و نشیب ، امروز در کجای جهان ایستاده است ؟ آیا داشتن یا نداشتن چنین پیشینه ی کهن و درخشانی ، برای مردمان روزگار ما تأثیری دارد ؟ آیا دانش تاریخی و شناخت نسبت به این گذشته یا جهل به آن ، تفاوتی دارد ؟
پیش از آنکه هر کسی دست به نوشتن کتابی تاریخی بردارد و یا فردی تصمیم به مطالعه تاریخ بگیرد ، باید پاسخی برای این پرسش ها داشته باشد . شودمندی یا ناسودمندی هر علمی تنها عاملِ برانگیختن انگیزه ی انسان برای فراگیریِ آن است . هر کاری که عبث و بی حاصل باشد ، پرداختن به آن جز اتلاف عمر و سرمایه ، ثمره ی دیگری ندارد . در نگاشتن یا مطالعه تاریخ هم باید سودی در میان باشد تا انسان به آن بپردازد . از گذشته های دور تا امروز ، بشر علاقه داشته تا سرگذشت و احوال خود را با شکوه و عظمت برای آیندگان بازگو کند و آیندگان هم تمایل زیادی به مرور گذشته ی با شکوه خود داشته اند . پدید آمدن بسیاری از کتب تاریخی تنها با این هدف بوده است . ایرانیان هم با توجه به پیشینه ی کهن خود دراین راه گامهای فراوانی برداشته اند ، اما این روش ، جز دلخوشی و تفاخر برای مخاطب ثمر دیگری نداشته است .
اقوام بسیاری همانند ایرانیان ، دارای تاریخ و پیشینه ای با شکوه و کهن هستند اما تنها مردمانی از این گذشته بهره می برند که تاریخ نگاری و بازخوانی گذشته را با نگرشی نو و متناسب با نیازهای زمانه ی خود سازگار کنند . بی شک گزاره ها و گزارش های فراوانی از گذشته باقی مانده است و در خلال دو سده ی اخیر بر پایه ی این منابع ، پژوهش های فراوانی انجام شده است ، اما در نگرشی نو به تاریخ ، باید به بررسی ، بسط و تحلیل رویدادها و نکاتی پرداخت ، که پردازش و شناخت آنها ، راهگشای بسیاری از دشواریهای پیش روی جوامع کنونی باشد . بدون شناخت درست و دقیق از گذشته ی سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی جوامع ، نمی توان برنامه ای جامع و کم عیب و نقص برای آینده ترسیم کرد . زیرا با مطالعه گذشته ، نقاط ضعف و قوت یک ملت در عرصه های گوناگون و دلایل و عوامل کامیابی و ناکامی آنها در تکاپوهایشان روشن می شود .
تاریخ هر ملتی ، گذشته از آنکه ، چه میزان کهن یا نو باشد ، حاصل انباشت تجربه ها و سنت های آنان است . این انباشته که اغلب فربه و عظیم است به چه کاری می آید ؟ ایران با گذشته ای چند هزار ساله و تاریخی پر از فراز و نشیب ، امروز در کجای جهان ایستاده است ؟ آیا داشتن یا نداشتن چنین پیشینه ی کهن و درخشانی ، برای مردمان روزگار ما تأثیری دارد ؟ آیا دانش تاریخی و شناخت نسبت به این گذشته یا جهل به آن ، تفاوتی دارد ؟
پیش از آنکه هر کسی دست به نوشتن کتابی تاریخی بردارد و یا فردی تصمیم به مطالعه تاریخ بگیرد ، باید پاسخی برای این پرسش ها داشته باشد . شودمندی یا ناسودمندی هر علمی تنها عاملِ برانگیختن انگیزه ی انسان برای فراگیریِ آن است . هر کاری که عبث و بی حاصل باشد ، پرداختن به آن جز اتلاف عمر و سرمایه ، ثمره ی دیگری ندارد . در نگاشتن یا مطالعه تاریخ هم باید سودی در میان باشد تا انسان به آن بپردازد . از گذشته های دور تا امروز ، بشر علاقه داشته تا سرگذشت و احوال خود را با شکوه و عظمت برای آیندگان بازگو کند و آیندگان هم تمایل زیادی به مرور گذشته ی با شکوه خود داشته اند . پدید آمدن بسیاری از کتب تاریخی تنها با این هدف بوده است . ایرانیان هم با توجه به پیشینه ی کهن خود دراین راه گامهای فراوانی برداشته اند ، اما این روش ، جز دلخوشی و تفاخر برای مخاطب ثمر دیگری نداشته است .
اقوام بسیاری همانند ایرانیان ، دارای تاریخ و پیشینه ای با شکوه و کهن هستند اما تنها مردمانی از این گذشته بهره می برند که تاریخ نگاری و بازخوانی گذشته را با نگرشی نو و متناسب با نیازهای زمانه ی خود سازگار کنند . بی شک گزاره ها و گزارش های فراوانی از گذشته باقی مانده است و در خلال دو سده ی اخیر بر پایه ی این منابع ، پژوهش های فراوانی انجام شده است ، اما در نگرشی نو به تاریخ ، باید به بررسی ، بسط و تحلیل رویدادها و نکاتی پرداخت ، که پردازش و شناخت آنها ، راهگشای بسیاری از دشواریهای پیش روی جوامع کنونی باشد . بدون شناخت درست و دقیق از گذشته ی سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی جوامع ، نمی توان برنامه ای جامع و کم عیب و نقص برای آینده ترسیم کرد . زیرا با مطالعه گذشته ، نقاط ضعف و قوت یک ملت در عرصه های گوناگون و دلایل و عوامل کامیابی و ناکامی آنها در تکاپوهایشان روشن می شود .
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 8:45 توسط روح الله محمدی
|