2 . نويسندگان يوناني

 

 

مورخ هميشه ناگزير است كه به منبع موثقي مانند سنگ نبشته ي بيستون بهاي بيشتري دهد . در مورد ديگر نوشته ها بايد ديدي نقاد داشت و متوجه ميزان جانب داري ها و شاخ و برگ هاي تأمين كننده ي نظر نويسنده بود . از نويسندگان بيگانه هرگز نمي توان انتظار داشت كه در همهي بخش هاي گزارش هاي خود ، به ويژه وقتي گزارش درباره ي دشمن است ، گاهي از دايره ي عينيت و بي طرفي بيرون ننهند . بنابراين بايد نگران گزارش هايي بود كه يوناني ها درباره ي شاهنشاهي ايران داده اند . اين فقط يوناني هاي آسياي صغير نبودند كه از ابتدا به انقياد ايراني ها درآمدند بلكه ايراني ها تا آتن ، قلب دموكراسي يونان رخنه كرده ، همواره اختلاف هاي موجود ميان « شهر دولت ها » را زير نظر داشته و از آن بهره برداري كرده اند . از اين روي قابل درك است كه يوناني ها نمي توانستند نسبت به ايراني ها احساسات دوستانه اي داشته باشند . با اين همه يوناني ها ايرانيان را دست كم نمي گرفتند و به ويژه به كورش احترام مي گذاردند . بيشتر مخالفان دموكراسي راديكال شيفته ي كورش بودند . هرودوت كورش را مي ستايد و گزنفن در « كورش نامه » ي خود كه بايد حدود سال 400 پ . م . تأليف شده باشد ، او را فرمانروايي نمونه معرفي مي كند .

در حقيقت گزارش مورخان يوناني است كه در مجموع به برداشت هاي تاريخي ما شكل داده است . در زمينه هاي زيادي درباره ي رويدادهاي تاريخ ايران فقط يونانيان مي توانند اطلاعاتي در اختيار ما قرار دهند . در ميان اينان پيش از همه بايد از هرودوت نام برد ، كه در نيمه ي نخست سده ي پنجم پ . م . در آسياي صغير ، در بخشي از شاهنشاهي بزرگ ايران مي زيست و سفرهاي دور و دراز زيادي كرد .

گزنفن كه به طور مزدور در استخدام كورش صغير بود ، پس از جنگ كوناكسا در بابل كه منجر به كشته شدن كورش صغير شد ، همراه 10000 سرباز ديگر به زحمت به يونان رسيد . او ماجراي اين بازگشت را در اثر خود « آنابازيس » آورده است . كتسياس در زمان داريوش دوم ( 423 – 405 پ . م . ) و اردشير دوم ( 405 – 359 پ . م . ) زماني طولاني پزشك مخصوص دربار بود و گزارش هاي او درباره ي دربار ايران متكي بر مشاهدات شخصي او است . البته وي بيشتر نويسنده اي جنجالي و كمتر مورخ است و ما فقط از طريق نقل قول ديگران با گزارش هاي او آشنا هستيم . در آثار ديگر نويسندگان يوناني نيز گاه به تفصيل و زماني در حد اشارات كوتاه درباره ي رويدادهاي تاريخ ايران مخاطب قرار مي گيريم .

البته در اين نوشته ها بيشتر با مسائلي سر و كار داريم كه تماس يوناني ها با آنها بيشتر بوده است . مثلاً در اين آثار ما تقريباً چيزي درباره ي خاور شاهنشاهي بزرگ ايران نمي بينيم . درست به خاطر خصلت يك جانبه ي همين منابع است كه ذخيره ي لوح هاي گلي تخت جمشيد براي ما سرچشمه اي اصيل و در نوع خود كاملاً استثنايي است .