پادشاهی داریوش دوم
داريوش دوم
داريوش پريزاد خاله خود را به همسری برگزید و اين ملكه در تمام نيرنگ ها و دسايس دربار داريوش دست داشت . كليةً در زمان اين شاه زنان و خواجه سرايان نفوذ كامل در امور دولتي داشتند از اين جهت در اين زمان شورش هايي پي در پي در ممالك تابعه روي داد منجمله ياغي گري آرسيت برادر شاه بود كه به استظهار يوناني هاي اجير ياغي شد وليكن داريوش به يوناني ها پول داده و آنها را متفرق كرده بر آرسيت غلبه يافت . در زمان اين شاه جنگ پلوپونس در كمال شدت بين يوناني ها دوام داشت . دولت اسپارت در صدد نزديكي به دربار ايران برآمد كه به كمك آن آتن را مغلوب كند . در بادي امر داريوش راضي به اين امر نمي شد زيرا به عقيده او براي ايران ادامه ضديت بين دولت هاي يوناني و حفظ موازنه از برتري يكي از آنها بر ديگران مفيدتر بود وليكن بعد از اين كه بحريّه آتني ها در جزيره سي سيل شكست خورد تيسافِرْن والي ليدي صلاح ايران را در نزديكي با اسپارت ديده با آن دولت اتحادي منعقد نمود اما پول را طوري به اسپارت ها مي رسانيد كه آنها نه غالب شوند و نه مغلوب و جنگ به درازا كشد . احوال چنين بود تا كوروش پسر داريوش والي آسياي صغير گرديد و كمك هاي زياد به ( ليزانْدْرْ ) سردار قشون اسپارتي كرد چنان كه در نتيجه آن بحريّه اسپارت قواي بحري آتني ها را در جنگ اِگسْ – پوتامُسْ ( AEGOS – POTAMOS ) شكست داد و اميرالبحر اسپارتي وارد آتن شده ديوارهاي آن را در حالي كه ني زن هاي اسپارتي مي نواختند و دختران آتني به حكم فاتح مي رقصيدند ، از بيخ و بن منهدم نمود . پيشرفت هاي ايران در اين زمان به واسطه زرنگي و كارداني دو والي آسياي صغير تيسافِرْنْ و فَرْناباذ بود مخصوصاً تيسافِرْن والي ليدي از ضديت يوناني ها استفاده كرده اعلي درجه نفوذ خود را در امور يونان حاصل نمود و در نتيجه سياست او يوناني هاي آسياي صغير كه به موجب قرارداد كال لياس آزاد شده بودند و نيز بعضي از جزاير يوناني مجدداً مطيع ايران گشتند ولي بايد در نظر داشت كه از اين زمان قشون ايران خراب شد زيرا دربار مشكلات را با دادن پول حل مي كرد و سپاهيان اجير يوناني به كار مي برد . كليةً وقايع درباري اين زمان حاكي از هرج و مرج و انحطاط كامل در خانواده هخامنشي است از جمله جنايت هايي در دربار به دست پريزاد كه در قساوت قلب بي مانند بود روي داد و از ابهت آن خيلي كاست . در 404 ق . م . داريوش دوم درگذشت . مصر در زمان اين شاه در تحت رياست آميرته نامي ياغي شد و داريوش نتوانست دايره ي طغيان را فرو نشاند ( 415 ق . م . – بعضي 410 ق . م . نوشته اند ) .